X
تبلیغات
فرقان - شیوه های تشویق جوانان به نماز
   
  فرقان
ولایت
آخرین مطالب

آیین ولایتمداری
نگاهی دوباره به کتاب راهنما یمان کلام الله مجید
گزیده بیانات حضرت آیت الله خامنه ای درباره ولایت
زیارت جامعه کبیره دریای معرفت
گوهر باقری
سالروز فتح خرمشهر
شباهت به بنی اسرائیل!
مهدویت یعنی..
شبهات
خیمه گاه بصیرت 4
خیمه گاه بصیرت3
خیمه گاه بصیرت 2
خیمه گاه بصیرت1
شیوه های تشویق جوانان به نماز
شکوائیه ی قرآن کریم
این زنگ پای درس خوبان
الفبای حجاب
تاحالاازخودت پرسیدی؟
عبادت حضرت زهرا(س)
عبادت و حضرت زهرا(س)
فاطمه شایسته ترین همسر
جایگاه مهم زن درجامعه
سیره فاطمه(س)درتربیت کودک
مهمترین عوامل غصب فدک
 
آرشیو مطالب
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
اسفند 1390
 
پیوندها
وبلاگ انجمن علمی قرآن دانشکده
وبلاگ تربیت مربی قرآن پودمان 4
وبلاگ تربیت مبلغ قرآن پودمان 4
وبلاگ تربیت مبلغ قرآن پودمان 3
وبلاگ تربیت مبلغ ترمی
وبلاگ تربیت مربی ترمی
 
شیوه های تشویق جوانان به نماز

چکیده:

 

نماز یک کلاس تربیتی است که با آموزش آن به فرزندان خود و این جامعه می توان در امر تربیت آن ها پیشرفت بسزایی داشت .زیرا در بطن نماز مفاهیم والایی از بندگی نهفته است که با انجام این فریضه می توان به آن ها دست یافت.

اولین محل تربیتی کودکان خانواده است بنابراین پدر و مادر مهمترین وظیفه شان را که تربیت صحیح و دینی است باید همراه با محبت و بدون سختگیری های نابه جا به آن ها تعلیم دهند .در کنار  خانواده مربیان و معلمان در مدارس نیز وظیفه آموزش این مفاهیم را بر عهده دارند که با به کار گیری روش های جذاب و متنوع و متناسب با علایق آنان می توانند در فضای محبت آمیز ی مفاهیم دینی از جمله نماز را به آنان آموزش دهند .

 

یکی از راه های علاقه مند سازی کودکان و جوانان به نماز تشویق آن ها است . تشویق نقش بسزایی در نوجوانان دارد و باعث می شود خاطره ی نیکویی در ذهن آن ها باقی بماند و آن تشویق و جایزه را از برکت نماز بداند،البته باید توجه داشت که تشویق ها به جا و متناسب با علایق بچه ها باشد تا تاثیر بیشتری داشته باشند .

نکته دیگر که باید به آن توجه داشت اینکه در آموزش نماز تنها به واجبات بپردازیم زیرا امروزه ،به خصوص جوانان به دنبال آموزش های کوتاه وآسان هستند .بنابراین توجه به اخلاقیات و علایق آنان نقش موثری در موفقیت آموزش ها خواهد داشت .

در رابطه ی آموزس نماز می توان از آیات قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام کمک گرفت که در مقاله حاضر به بیان برخی از آن ها پرداخته شده است.

 

واژگان کلیدی:نماز ،تربیت،کودک،نوجوانان،تشویق،آموزش.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه:

 

نماز محکم ترین رشته ی الفت بین بندگان و خداست و وای بر کسی که از این پیوند پرصفای الهی جداست و زندگیش از نور این عبادت پر قیمت بی بهره است . نماز واقعیتی است که خداوند مهربان از باب عشق و محبت از انسان خواسته و نورانی ترین حکم در شبستان حیات بندگان شایسته ی الهی است .

  با وجود آثار و برکات نماز در زندگی دنیوی واخروی انسان ها ، مشاهده می کنیم که برخی از افراد به خصوص جوانان پاکی که هنوز وارد آلودگی های این دنیا نشده اند نسبت به انجام این فریضه ی الهی کوتاهی می کنند و بی رغبت هستند . باید ریشه های این بی رغبتی و عدم علاقه به نماز را شناخت . با توجه به آیات قرآن کریم و روایات معصومین (ع) در زمینه ی نماز در می یابیم که ریشه ی آموزش نماز و علاقه مندی به آن متوجه پدر و مادرها می شود . چنانچه خطاب به پیامبر (ص) است :"وامر اهلک بالصلوه واصطبر علیها"؛ای پیامبر !خاندان خودت را به نماز امر کن و خودت هم بر نماز صابر باش . این نکته اختصاص به پیامبر ندارد بلکه همه ی ما به این امر موظف هستیم .

  مبانی ایمانی و تعالیم اسلامی برای کودکان ، به اندازه ای مورد توجه است که "روایت شده پیامبر اکرم (ص) عده ای از کودکان را دید و فرمود : وای بر کودکان آخر الزمان ؛از دست پدرانشان !گفته شد : ای رسول خدا ،از دست پدران مشرک آنان ؟

فرمود:نه،از دست پدران مومن آنها !پدرانی که چیزی از واجبات را به آنان یاد نمی دهند و اگر آن فرزندان چیزی از واجبات را فراگیرند ، آنان را منع می کنند !ولی به اندک چیزی از دنیا از آنها خشنود می شوند !من از چنین پدرانی بیزارم ."

  کودکانی که از اول با ایمان به خدا تربیت می شوند اراده ی قوی و روانی نیرومندی دارند ، از دوران کودکی رشید و با شهامت هستند وآثار درخشان ایمان از خلال گفتار و رفتارشان به خوبی مشهود است .

 

پدر و مادرها الگو هستند

کودک راه و رسم زندگی را در وهله ی اول از پدر و مادرش یاد می گیرد ، البته مربیان همد کودک یا معلم ها هم اگر فقط به آموزش رسمی دانش آموزان اکتفا نکنند، می توانند نقش الگو را برای رشد اخلاقی او ایفا کنند. ولی خانواده ، هممترین سهم را در الگو پذیری کودکان دارد .بنابراینهنگامیکه پدر و مادر نماز نخوانند و از فرزندشان بخواهند که خواندن نماز را فراموش نکند، یک علامت سوال بزرگ در ذهن او ایجاد کرده اند.

دین و مذهب یک موضوع اجتماعی است و اولین و مهم ترین اجتماع برای کودک، خانواده است. اگر کودک چنین برداشت کند که پیروی از دین فقط کار کودکان استو دین با زندگی بزرگسالان اصلا ارتباط ندارد یا کمی ارتباط دارد، در گذر از دوران کودکی و جوانی و ورود به بزرگسالی، به دنبال الگوی والدین خود خواهد رفت و سرعت خود را از قید و بند دین رها می کند و اعمال دینی را نیز کنار می گذارد.[1]

 

فرصت مناسب جهت تقویت ایمان در فرزندان

  کودک قبل از آنکه عقلش به فعلیت برسد و قدر به درک مطالب علمی گردد، فطرت توحیدی و عواطف اخلاقی در ضمیر او فعالیت دارد و برای پذیرش تربیت آماده است .

  لازم است پدر و مادر ، به ارزش این فرصت مهم ، توجه داشته باشند و از بیداری فطرت ایمان و احساسات کودک ، حداکثر استفاده را بنمایند ، و از آغاز کودکی در روان وی ایمان به خدا و ارزش های اخلاقی را پرورش دهند و پیش از آنکه عقلش به خوبی شکفته شود و در راه تحصیل علم و درک حقایق عقلانی قدم بردارد، طفلی پاک نهاد وبا اایمان ، خوش اخلاق و مورد اعتماد ،بار آمده باشد.

  بشر قبل از آنکه در اره اثبات وجود خداوند از نیروی عقل استفاده کند فطرت او به خداوند جهان متوجه است . برای ایجاد حس ایمان در کودک ، استدلال های عقلی ضرورت ندارد . تنها نیروی فطری و شناخت طبیعی که در نهاد خود اوست ، برای پرورش ایمان کافی است .

  طفل را با تکیه بر سرشت فطری خودش ،می توان به آسانی خداپرست بار آورد و اورا به پروردگار خالق و مهربان ، مومن ومعتقد نمود. هم چنین برایپرورش راست گویی ، درست کاری،محبت ،مهربانی ،وظیفه شناسی ، انصاف ،کمک به دیگران وخلاصه ریشه و اساس موضوعات اخلاقی ، استدلال های علمی ضرورت ندارد ، کودک را می توان به آن صفات تربیت کرد و از اول او را به کارهای نیک و پسندیده عادت داد.

  پرورش صحیح احساسات پایه ی اساسی رشد روان است . رسیدن به سعادت و کمال لایق انسانی ، بدون پرورش ایمان و سجایای اخلاقی ممکن نیست و اساس آن در دوران کودکی پی ریزی می شود .

  مذهب بزرگترین یار ویاور کودکان است . ایمان و اعتقاد چون مشعلی است که تاریک تریت راه ها را روشن می کند ، وجدان را بیدار می سازد و به راستی رهبری می نماید . آنچه انسان را به سرنوشت بالا می رساند احساسات است نه عقل ، وان با رنج و شوق بیشتر رشد می کند ، بسیاری از افراد امروزی آن قدر به زندگی حیوانی نزدیک شده اند ، که همیشه جویای ارزش های مادی هستند ، بدان جهت که زندگی آنان کم مایه تر از حیوان است ، زیرا از ارزشهای معنوی به ما روشنایی وشادی می بخشد ، محروم مانده اند.

  ضرورت حس اخلاقی کمتر از لزوم حس بینایی و شنوایی نیست . باید عادت کنیم ، تا همان اندازه که نور را از ظلمت و صدا را از سکوت جدا می کنیم ، خوبی را از بدی تمیز دهیم وانگه از بدی پرهیز و به خوبی نزدیک شویم ، رشد انسان وقتی است که از فرودگاه جسم ، روح وروان به پرواز در آید و اوج گیرد.

  پرورش ایمان و اخلاق پسندیده در دوران کودکی ،یکی از حقوق فرزندان، در آیین اسلام است و در این باره روایات بسیاری رسیده است .[2]

  حضرت سجاد (علیه السلام ) در ضمن حقوق فرزند فرموده است :

"و اما حق ولدک فتعلم انه منک و مضاف الیک فی عاجل الدنیا بخیره و شره و انک مسئول عما ولیته من حسن الادب و الدلاله علی ربه و المعونه له علی طاعتک فیک و فی نفسه فمثاب علی ذلک و معاقب فاعمل فی امره عمل المتزین بحسن اثره علیه فی عاجل الدنیا المعذر الی ربه فیما بینک و بینه بحسن القیام علیه و الاخذ له منه ولا قوه الا بالله."

اما حق فرزند تو این است که بدانی هستی اواز وجود توست و نیک و بد او در این دنیا به تو منسوب می باشد و از آن جهت که سرپرستی اورا به عهده داری موظفی به او ادب نیکو بیاموزی و اورا به سوی پروردگارش هدایت نمایی ، بر اطاعت حق تعالی یاریش کنی . این موجب می شود که در نزد خدا پاداش و اجری داشت باشی . اما اگر در این امر مسامحه و سستی کنی مورد عقاب الهی قرار خواهی گرفت . بنابرایم لازم است چنان تربیت کنی که به سبب تاثیر نیکوئی که بر او داشته ای مایه ی زینت و خوش نامی تو باشد و به جهت اینکه وظایف نسبت به او را به خوبی انجام داده ای و نتیجه الهی از او گرفته ای ، نزد پروردگارت معذور باشی ( ولا قوه الا بالله ).

  حضرت امام سجاد علیه السلام در این فر از رساله ی حقوق ، روی سخن را متوجه پدران ومادران فرموده و حقوقی را که از جانب فرزندان بر عهده ی آنهاست متذکر می شوند . آن حضرت ابتدا این نکته را خاطر نشان می شوند که نیکی و بدی فرزندان در این دنیا به والدین آنها نسبت داده می شود ؛ یعنی با اینکه شرایط و مقتضیات اجتماعی و همچنین اراده خود شخص در تکوین شخصیت او نقش مهمی ایفا می کند ،ولی نقش والدین در پرورش فرزندان تا آن حد تعیین کننده است که دیگران غالبا نیکی و بدی و صلاح و فساد فرزند را به آنها نسبت می دهند . پس از این یادآوری مهم ، امام علیه السلام وظیفه و مسئولیت والدین نسبت به فرزندان را در سه عبارت کوتاه بیان می فرماید : ادب نیکو آموختن ، راهنمایی به سوی پروردگار و یاری دادن فرزند در اطاعت حق تعالی .

  در توضیح این وظایف باید گفت که اساسا هدف از آفرینش انسان ، معرفت نسبت به خداوند متعال و کسب صفات حسنه و دوری از صفات رذیله و اطاعت و بندگی او وتقرب نسبت به اوست و سعادت و نیک بختی آدمی در گرو تحقق این اهداف ارزشمند است . اما بهترین و موثرترین شیوه برای تحقق این اهداف ، این است که انسان از کودکی با این مفاهیم و ارزشها آشنا شود و زمینه های رسیدن به این معارف و کمالات در او ، فراهم گردد. زیرا انسان در سنین کودکی از روحی لطیف و حساس و فطرت پاک برخوردار است و برای فراگیری آنچه به او آموخته می شود ، ذهنی آماده و فعال دارد . بکر بودن و شفافیت ذهنی در این سنین موجب میشود که آنچه کودک دریافت می کند و می آموزد ، به خوبی جذب شده و با ساختمان ادراکی و عاطفی او عجین گردد. در این رابطه حضرت علی علیه السلام می فرمایند:

"  العلم فی الصغر کالنقش فی الحجر "

علمی که در کودکی آموخته شود (از جهت ثبات ودوام ) مانند نقشی است که بر سنگ کنده شود.(کنزالفوائد،ج1،ص319)

  از این رو والدین می بایست با استمداد از خداوند متعال و با استفاده از اصول و شیوه های صحیح تربیتی و متناسب با سنین مختلف ، ایمان و تقوای الهی را از اوان کودکی در قلب فرزندان جایگزین ساخته و آنان را با اخلاق و سنن و احکام اسلامی آشنا نمایند . بحث تربیت و شیوه های تربیتی در اسلام ، بحثی بسیار حساس و دامنه دار است . پدران و مادران باید بیش از توجه به سلامتی و تغذیه جسمانی فرزندان ، به تغذیه و سلامتی  روح وروان آنها که ما در اینجا به ذکر دو نکته مهم اکتفا می کنیم ، توجه نمایند .

  آنها باید بدانند همانطور که جسم کودک دارای نیازهای مختلف بوده و در معرض ابتلا به بیماری های بسیاری است ، روح او نیز خواسته ها ونیازهائی به مراتب مهمتر و گسترده تر دارد وبه بیماریهائی بسار خطرناک تر مبتلا خواهد شد . بیماری هایی از قبیل خود کم بینی ، حسادت، کینه توزی و امثال این ، که به مرور زمان روح کودک را آلوده کرده و از انسانی افسرده و رنجور و یا موجودی پرخاشگر و خودخواه خواهد ساخت.

  در اینجا به بعضی از نکات تربیتی اشاره می شود :

1-    توجه داشته باشند که سهم عظیمی از شخصیت فرزند آنها در محیط خانواده و تحت تایر رفتارها و برخوردها ی اطرافیان به ویژه والدین شکل می گیرد. در خانواده ای که رفتارها و حرکات بزرگترها بر مبنای احترام، ادب، تواضع، تقوا،عفت،صداقت، عزت نفس، بزرگواری، ایثار و فداکاری بشد ، دست پروردگان و فرزندان آنها نیزانسانهایی مودب و اگر خودخواهی ، تفاخر ، بی تقوایی، دروئی و بی عفتی باشد، محصولات آن نیز افرادی بی ادب، تندخو، بی حیا، مغرور و بی تقوا خواهند بود. لذا اولین گام در مسیر یک تربیت صحیح معنوی الهی این است که والدین یک بازنگری اساسی در اخلاق و اعمال خود داشته باشند یعنی اعتقادات و اخلاق و رفتار و کردار خود را به یک فرد مختصص و متعهد عرضه بدارند و چنانچه هرگونه ضعف و گناه و بدآموزی در اعتقادات و اخلاق و عملکرد خود مشاهده نمودند، با استمداد از خداوند بی درنگ درصدد رفع آن برآیند،بنابراین تکرار می کنیم در این خصوص شایسته است که هر یک از والدین از اشخاص دارای صلاحیت بخواهند تا آنها را نسبت به عیوب خود آگاه گردانند. زیرا عیوب و نارسایی های هر کسی را غالبا دیگران بهتر از خود او تشخیص می دهند چون انسان خود را دوست می دارد و عیب خود را نمی بیند .

2-    والدین هم چنانکه محیط خانواده را جهت پرورش صحیح فرزندان خود مهیا می سازند می بایست معاشرتها و برخوردهای آنها را با دیگران (اعم از محله و مدرسه و خویشاوندان ) تحتنظارت دقیق و صحیح داشته باشند . اینگونه معاشرتها به نوبه خود نقش موثری در ساختن شخصیت فرزندان دارد. بلکه گاهی تاثیری که یک دوست و همبازی بر رفتار و شخصیت آنها دارد به مراتب بیش از تاثیر والدین بر آنهاست.

3-    والدین که متکلف معیشت خانواده هستند می بایست کاملا مراقب باشند، غذایی که برای فرزندان خود تهیه می کنند مباح باشد.[3]

 

 

 

 

 

 

 

هشدار تربیتی

 

براسلس فرمایش حضرت سجاد (ع) بزرگترین حق فرزند بر پدر و مادرش ،تعلیم و تربیت است که آموزش نماز نیز در این حوزه قرار می گیرد.

ما اگر خواهان سعادت و خوشبختی ابدی فرزندانمان هستیم ،باید آنان را بر اساس تعالیم صحیح دینی تربیت کنیم و عقاید و احکام و اخلاق اسلام  را در زمان مناسب به آنان تعلیم دهیم .

بی توجهی به این مساله ی مهم و یا تاخیر در آموزش برنامه های دینی به فرزند ،لطمه های جبران ناپذیری به سعادت او وارد می سازد. عقیده ی باطلی در زمینه ی زمان و چگونگی آموزش تعالیم دینی در میان بعضی از افراد رایج است که ساخته و پرداختهی اندیشه و عمل "بیگانگان نیریگ باز"و باورهای جاهلانه ی "خودی های خود باخته"است مبنی بر اینکه "به کودک و نوجوان هیچ گونه عقیده و مذهبی را نباید تعلیم دادو آموزش هر گونه عقیده و مذهبی ،خلاف حقوق بشری و آزادی است ؛بلکه باید او را آزاد گذاشت تا بزرگ شده و دین و مسلکی را بر مبنای شناخت خودش انتخاب کند..."

ظاهر این سخن ،زیبا و روشنفکرانه است و همین ظاهر زیبا باعث فریب ظاهربینان می شود و به عمق آن پی نمی برند ؛از این رو آن را پذیرفته و تبلیغ هم می کنند،اما اگر این نقاب فریب را از چهره اش بر داریم ،حقیقت تلخی برایمان آشکار می گردد.

هر کس اندک آگاهی از مسائل تعلیم  و تربیت داشته باشد می داند که بهترین و مناسبترین زمان تعلیم و تریبیت ،دوران کودکی و نوجوانی است و هر تعلیم و تربیتی که در این دوران حساس به انسان داده شود،در جانش رسوخ کرده و جزئ وجودش می شود.

اما اگر کودک،دوران کودکی و سپس نوجوانی را بگذراند ،دیگر فرصت از دست خواهد رفت و شخصیت او شکل گرفته است.آن گاه ایجاد هر گونه تغییری در تربیتش کاری بسیار مشکل است.هنگامیکه انسان به سن بلوغ و رشد برسد،تعالیم و عادات و افکار فراوانی را از محیط اطرافش گرفته و سرشت او ساخته شده و ظرفیتش تکمیل گردیده یا نزدیک تکمیل است .بنابراین مفاهیم تازه در ظرف جانش لبریز شده و این آموزه ها یا در آینه ی وجود او منعکس نمی شود و یا انعکاسی کم رنگ و بی دوام خواهد داشت.

امام صادق (ع)در این باره می فرماید:"بادروا احداثکم بالحدیث قبل ان تسبقکم الیهم المرجئه"؛به تعلیم حدیث و معارف دینی فرزندان نونهالتان اقدام کنید ،قبل از آنکه مرجئه (منحرفان)بر شما سبقت بگیرند(و  عقیده ی آنان را منحرف کنند.)

بنا بر این ،آموزش نماز و همچنین سایر عبادات نیز از دوران کودکی شروع شود .البته مطابق ظرفیت و درک و فهم فرزندان خود آموزش داده شوندو با اعمال خود اسلام صحیح را به نو جوانان خود بنمایانیم.[4]

 

 

 

کودکان از چه زمانی و چگونه نماز بخوانند؟

  رسول خدا (ص) می فرماید:"فرزندان هفت ساله تان را به نماز وادار کنید و نه سالگان را اگر ترک نماز نمود اورا تادیب کنید.[5]

شیوه ی تدریجی در تربیت ، سنتی است که در اسلام هم ، به ویژه در عبادات ، مطرح است .

امام صادق (ع) می فرماید :کودک را  سه سال آزاد بگذار ، پس از سه سال، جمله ی " لا اله الا الله " را هفت بار ، به او تعلیم بده .

  همین که سه سال و هفت ماه و بیست روز شد ، دومین جمله ای که می آموزی " محمد رسول الله " باشد.

  همین که چهار سال تمام شد ، صلوات بر پیامبر آموزش داده شود.

در پنج سالگی کودک ، که قدرت تشخیص دست راست و چپ را یافت ، او را به قبله قرار ده و به او سجده بیاموز.

در پایان سال ششم ، نماز و رکوع و سجود را آموزش بده .

در پایان سال هفتم ، شستن دست و صورت را بیاموز.

در پایان سال نهم ، مساله نماز را جدی گرفته و اگر سرکشی کرد با او برخورد تنبیه آمیز داشته باش.[6]

  عبادات تمرینی کودک و دعا و نیایش کودک در پیشگاه خداوند ، اثر درخشانی در روان طفل می گذارد . ممکن است کودک الفاظ و عبارات نماز را نفهمد ولی معنی توجه به خدا،راز ونیاز با خدا ، استمداد از خدا ، عرض دعا و تمنا از خداوند را در عالم کودکی درک می کند و امیدوار بار می آید. دلش به خداوند و رحمت نا محدود او مطمئن می شود ، در باطن خویش تکیه گاهی برای خود حس می کند ، آن حالت امیدواری و اطمینان ، آن توجه به قدرت نامحدود الهی ، بزرگترین سرمایه ی سعادت در تمام دوران زندگی او خواهد بود .

   در مواقع سخت ، در پیش آمدهای ناگوار می تواند از آن نیروی نهانی

   استفاده کند ، به آن تکیه کرده، مطمئن باشد و درفراز و نشیب زندگی، با خاطری آرام شخصیت خود را حفظ کند.[7]

 در تربیت فرزندان و آشنا کردن آنها با نماز تشویق نقش مهمی دارد .هنگامیکه معصومین (ع) می گویند فرزندان را تا 7 سالگی به خوادن نماز وادارید برای این است که در هنگام وجوب نماز در خود احساس سنکینی نکنند ، ولی بهترین راه برای رسیدن به این هدف تشویق فرزندان است که روح انسان ، تشنه ی تشویق است . این تشویق ها باید سازمان دهی خاصی داشته باشد برای مثال در مقابل انجام نماز هدایایی که مورد علاقه ی فرزندان است تهیه کنند تا آنها بدانند که نماز برکات زیادی دارد و این هدایا نیز از برکات نماز است.

 

 

 

 

راه های تشویق جوانان به نماز :

 

  تلاش برای آشنا ساختن دیگران با نماز، کاری بس ارزشمند و مورد پسند است . دعوت مردم به آشنایی با خداوند و عبادت او ، از برجسته ترین و متعالی ترین امور است.

  برای ترغیب و تشویق به نماز:

  یک -در آغاز بایستی زیر بناهای فکری فرد را مورد بررسی قرار داد و در اصلاح آن کوشید.

 دیدگاه فرد در مورد خداوند، جهان هستی، معادو .... اموری است که نتیجه مستقیم بر عمل کرد فرد دارد. پس باید به تقویت و اصلاح این مبانی کوشید.

  نماز، عملی است که در مجموعه عقیده ی توحیدی، دارای معنا و فلسفه است . پس در آغاز بایستی این مجموعه شناخته شود تا نماز جایگاه خود را در ذهن و اندیشه فرد باز یابد.

  در بینش توحیدی اسلام و دیگر ادیان الهی، انسان موجودی است که به سوی کمال و لقای پروردگار در حرکت است:"انا لله و انا الیه راجعون؛از خداییم و به سوی او باز می گردیم".[8]

  حال در این مسیر، ابزارهایی به مدد انسان می آید، تا اورا از فراموش کردن مسیر و هدف باز دارد که از مهم ترین آنها "نماز" است: "اقم الصلاۀ لذکری؛ نماز را برای یاد من به پا دار".[9]

  آدمی بدون نماز راه را گم خواهد کرد. نمازهای پنج گانه، همانند چراغ های برق هستند که مسیری طولانی و پر خطر را روشن کرده اند تا کسی راه را گم نکند و به بیراهه و سقوط کشانده نشود.

  آنچه که موجب می گردد برخی از نماز روی گردان باشند و یا نسبت به آن سهل انگاری کنند، ندانستن فلسفه نماز و یا درکی غلط از آن است . برخی پنین می پندارند که نماز انسان، نیازی را از خداوند برطرف می کند که البته خیالی واهی است . خداوند نیازی به هیچ مخلوقی ندارد. از این رو آنچه که به عنوان عبادات بر آن تاکید شده، جملگی در جهت کمال انسان است. نماز دارای آثار و فلسفه های متعدد دیگری نیز هست که به آن اشاره می کنیم:

1-    نماز، تقدیر و سپاس گزاری از خداوند است.

2-    موجب آرامش انسان است.

3-    موجب یاد خدا است.

4-    نماز زمینه پرهیز از گناه را در انسان فراهم می کند.

5-    تاکیدی بر نظافت و سلامتی است.

6-    موجب انضباط و وقت شناسی است.

7-    دارای آثار وحدت بخش اجتماعی است.

دو- بیان فلسفه و اسرار نماز به اندازه فهم هر شخص؛ مثلا به اوگفت که اگر کسی به شما خدمتی هر چند کوچک انجام دهد، از او تشکر می کنید و یا اگر کسی شما را به مهمانی دعوت کردو انواع غذاها و میوه ها و شیرینی ها را برای شما فراهم و همه گونه از شما پذیرایی نمود، از او تشکر و قدردانی می کنید و اگر بدون این که یک کلمه از او سپاس گذاری کنید، از منزل او خارج شوید، همه کسانی که این برخورد را می بینند، شما را سرزنش می کنند. حال خداوند عالم که همه چیز از او است؛ و نه تنها هستی ما از اوست؛ بلکه تمام این نعمت های گوناگون را برای ما آفریده است و در سختی ها و مریضی ها و مشکلات ما را کمک می کند و نجات می بخشد، همیشه بر سر سفره کرم او مهمان هستیم، تشکر نمیخواهد؟ نماز و عبادات ما تشکر بسیار ناچیز از خدای عالم است؛ گرچه اوبه این تشکر نیاز ندارد و سود آن عاید خود ما می شود. به طور کلی از این راه ها برای تشویق کودکان و نوجوانان می توانید بهره بگیرید:

  1-تشویق کودکان و نوجوانان هنگامی که نماز می خوانند.

  2- تهیه لباس مخصوص و سجاده و تسبیح زیبا و یا برای دختر بچه ها مقنعه و چادر مناسب.

  3- تشکیل نماز جماعت در منزل یا بردن بچه ها به مساجد.از جابر نقل شده است :"از امام باقر (ع) در مورد کودکانی که در نماز جماع شرکت می کنند سوال کردم ، امام (ع) فرمود: آنان را از صف های جلو به قسمت عقب صف نماز جماعت نفرستید، بلکه آنان را در میان بزرگسالان پراکنده سازید.

  4- نقل قصه ها داستان های شیرین در حد فهم آنان از نماز بزرگان و اشعار و احادیث زیبا در این باره.

  5- ترک مستحبات در ابتدای کار، طول ندادن نماز و رعایت توانایی کودکان و جوانان.

  6- رعایت نظافت محل نماز و بردن آنها در مساجدی که نظیف است و جلب توجه می کند.

  7- خود مربیان به نماز اهمیت بدهند و در اول وقت آمادگی خود را نشان دهند.

  8- بیان عظمت نماز و این که از هر کاری اهمیت آن بیشتر است.

  9- آنها را از مصاحبت با افراد بی نماز و یا آنانی که به نماز اهمیت نمی دهند دور نگاه داشتن.

 10- فراهم کردن فیلم های نمایشی درباره نماز و کتابهایی که در مورد نماز است.

  سه – عشق و علاقه به اهل بیت (ع)،یکی از راه های جلب انسان به عبادت و نماز است:[10]

  اصولا نماز از ضروریات بوده و از آن به عنوان عمود دین یاد می شود (الصلاۀ عمود الدین). از همین رو امام باقر (ع) می فرماید:" اول ما یحاسب به العبد الصلاۀ فان قبلت قبل ما سواها؛در قیامت اولین چیزی که از انسان محاسبه می شود، نماز است، که اگر مورد قبول قرار گرفت، دیگر اعمال نیک انسان نیز مورد پذیرش قرار خواهد گرفت".[11] 

  حال کسی که به ائمه هدی (ع) عشق می ورزد، شایسته است به جلوه های رفتاری آن بزرگواران توجه نموده و از آنان الهام گیرد. امام علی(ع) به قدری به نماز مقید بودند که حتی در جنگ صفین شور نماز در دلش موج می زد و مراقب وقت زوال بودند. سید الشهداء (سلام الله علیه) هنگام عصر تاسوعا، به حضرت ابوالفضل (ع) فرمود: به این قوم بگو، امشب را که شب عاشوراست به من مهلت بدهند، برای اینکه خدای سبحان می داند"انی احب الصلاۀ"[12] من نماز برای خدا را دوست دارم. نماز محبوب من است، نه اینکه من نماز خوان هستم .(این اعمال صوری و ظاهری را که همه دارند. آداب نماز هم که میسور خیلی هاست) یعنی، آن باطن و حقیقت نماز محبوب من است. من نماز را دوست دارم و می خوانم از دوستم وداع کنم.[13]

 

 

چگونه می توانیم با نماز انس بگیریم؟

به نظر می رسد ما وقتی با نماز انس می گیریم که نخواهیم فقط وقت نماز بنده خدا باشیم و در سایر اوقات برده هوا و هوس و دنیا، اگر در اوقات دیگر شبانه روز هم در ارتباط با خدابودیم و در فضای عبودت خدا نفس کشیدیم و گام برداشتیم، با نماز، هم سنخ و مانوس خواهیم بود؛ چرا که در اوقات دیگر هم مشغول عبادت و ارتباط با خدا به وسیله انجام دادن واجبات و ترک محرمات و پرهیز از غفلت ها هستیم و آنها هم خود نوعی نماز است. در این صورت انس با نماز حاصل می شود.[14]

 

 

 

 

چند نکته:

 

1-تعلیم مسائل دینی به کودکان و نوجوانان و آشنا کردن آن ها با عبادت ،باید همراه با محبت و احترام باشد تادر جانشان تاثیر نیکو بر جای بگذارد.

2-در امور دینی و عبادت ها باید توان کودکان و نوجوانان را در نظر گرفت و هرگز نبایدبیش از ظرفیتشان چیزی را بر آنان تحمیل کرد.

زیاده روی و سختگیری بی جا ،آثار بسیار بدی در روحیه ی لطیف آنان باقی می گذارد و سبب می شود که نسبت به اصل دین و عبادت ،بیزار و بدبین شوند .

3-هنگامیکه نوجوانان به سن تکلیف شرعی رسیدند،باید واجبات را انجام دهند ؛اما درباره ی مستبحات نباید تحمیل و فشاری بر آنان وارد گردد؛بلکه با محبت و ملایمت باید زمینه ی انجام مستحبات را در آنان تقویت کرد.

4- تشویق و جایزه ،نقش بسزایی در تعلیم  مسائل دینی و انجام  عبادت ها دارد و تاثیر و خاطره ی نیکویی در دوران نو نهالان به جای می گذارد .[15]

 

 

 

 

 

نماز ونجات جوانان

 

  نکته ای که قابل توجه است، بعضی فکر می کنند اگر انسان گناهی از وی سرزد ویا کار زشتی انجام داد، دیگر فایده ندارد نماز بخواند، باخودش می گوید من که مشغول گناه هستم دیگر چرا نماز بخوانم و نماز چه تاثیری دارد، چرا مانع گناه من نمی شود؟ جواب این را هم قرآن مجیدو هم روایات می دهد این که قرآن مجید فرمود:"نماز انسان را از زشتی ها و منکرات باز می دارد" این قطعی است، ولی زمان آن بستگی به طریق نماز خواندن ما دارد، هرچه نماز با حضور قلب باشد تاثیرش بیشتر است .

  در حدیثی از رسول خدا (ص) می خوانیم: " ان الله تعالی یباهی بالشباب العابد الملائکه یقول: انظرو الی عبدی!ترک شهوته من اجلی"؛ خدا به وجود جوان اهل عبادت بر فرشتگان مباهات می کند و می فرماید: بنده ی مرا ببینید ! به خاطر من چگونه از لذت جسمانی خود گذشته است.[16]

 

نتیجه گیری:

 

از آن جا که نماز پایه و ستون دین است و همه ی ما در برابر نماز مسئول هستیم ،هم در برابر نماز خودمان و هم خانواده و فرزندان خویش ، بایدحق نماز را ادا نموده و سعی کنیم لذت خواندن نمازی با حضور قلب و همچنین در ک مفاهیم عمیق آن را بچشیم واین شهد شیرین را به فرزندان خود و جوانان این وطن بچشانیم . و باید بدانیم که این مسئولیت در مرحله ی نخست بر دوش مادران و پدران است زیرا خانه و خانواده قبل از مدرسه و جامعه ، اولین کانون تربیت کودکان و جوانان است و والدین بهترین همراه و مربی هستند.پس از خانواده معلمان و مربیان مدارس در آموزش مفاهیم دینی از جمله نماز نقش دارند،بنا براین معلمان می توانند با به کار گیری روش های متنوع و جذاب در قالب داستان گویی،مسابقه ،بازی ،کاردستی وبا گفتاری روان ،به دور از مباحث غیر ضروری ،مفاهیم والای نماز را به آن ها آموزش دهند.امروزه که جوانان کمتر به مطالب کلی وجامع علاقه نشان می دهند مربیان باید در حد امکان به صورت خلاصه و متناسب با علایق آن ها روش هایی را به کار گیرند.

 

"  امید است همان گونه که سالار شهیدان سر حلقه ی عاشقان امید عارفان و عشق محبان ، نوای بی نوایان و یار مستمندان، دوای درد دردمندان حضرت حسین ابن علی علیه السلام در ظهر عاشورا در آن لحظه ای که ابو ثمامه ی صیداوی از حضرت خواست نماز ظهر را در آن باران اسلحه در حال جماعت با آن حضرت به جای آورد و آن جناب به او فرمود:" خداوند تورا جزو نماز گزاران محسوب بدارد"، همه ی ما وفرزندان ما را موفق به نماز واقعی و در قیامت کبری در صف نماز گزاران قرار دهد."

 

 

 

منابع:

 

1.قرآن کریم.

2.حیدری،کبری،نقش نماز در زندگی،قم:نورالسجاد،1385.

3.کلباسی ،مجتبی،110 پرسش و پاسخ درباره ی نماز،تهران :ستاد اقامه نماز،1386.

4.پورشه،سوزانه،ترجمه و تالیف:سپیده خلیلی ،چگونه ارزش ها را به فرزندانمان منتقل کنیم،تهران:پنجره،1386.

5. مظاهری ،علی اکبر،هشدارهای تربیتی،قم:هجرت،1377.

6. مجمع دینی صادقیه ،رساله حقوق امام سجادتهران:اندیشه پویا،1380.            .

7. ری شهری،محمد،میزان الحکمه،ج5.

8. جوادی آملی،عبدالله،حکمت عبادات،قم:مرکز نشر اسرا،1378.

9.مجلسی،محمد باقر،بحارالانوار،ج7.

10.عاملی،شیخ حر ،وسائل الشیعه،ج15.

11.قمی،عباس،سفینه البحار،ج2.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

        

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[1] .خلیلی،سپیده؛ چگونه ارزش ها را به فرزندانمان منتقل کنیم،ص77.

[2] حیدری،کبری؛نقش نماز در زندگی،ص36-40.

[3] .  مجمع دینی صادقیه ؛رساله حقوق امام سجاد ،ص99-104.

[4] .مظاهری،علی اکبر،هشدارهای تربیتی،ص126-127.

[5] .قمی،عباس؛سفینه البحار،ج2،ص25.

[6] .عاملی،شیخ حر ؛وسائل الشیعه،ج15،ص193.

[7] .حیدری؛پیشین،ص42.

[8] . سوره بقره، آیه 156.

[9] . سوره طه، آیه 14.

[10] .کلباسی،مجتبی؛110پرسش و پاسخ درباره ی نماز،ص33-38.

[11] .مجلسی،محمد باقر؛بحارالانوار، ج7،ص267.

[12] .مقتل الحسین مقرم، ص232.

[13] .جوادی آملی،عبدالله؛حکمت عبادات،ص123.

[14] .کلباسی،پیشین،ص38.

[15] .مظاهری،پیشین،ص131.

[16] .ری شهری،محمد؛میزان الحکمه،ج5،ص6.

نویسنده :عقیقی

| 10:24 - دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391
+
 
منوی اصلی
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
 
درباره وبلاگ

دراین وبلاگ جستجو کنید ...
مطالبی خواندی پیرامون نکته هایی از کتاب زندگی و سازندگی قرآن کریم و همچنین قرآن ناطق ائمه معصومین سلام الله علیهما اجمعین ، مسئله ی مهم ولایت فقیه ودانستنی ها و..... محصول دانشجویان تربیت مربی قرآن باشد که ثمری شود برای لحظه های بی بازگشت عمر که چون سحابی در گذرند وتو مخیری سعادتمند شوی یا شقاوتمند و وای بر کسی که متاع اندک دنیارا در برابر آغوش رحمت پروردگار برگزیند که به راستی زیانکار است به امید عنایتی از حضرت دوست که هر چه داریم از اوست...
یا علی

 
سایر امکانات
 


تمامی حقوق محفوظ می باشد!

www.ShiaTheme.com